هر کس بوی عشق بیو له یانش گیانم وفدای خشت کاشانش
چکیده ای از زندگی عارف وارسته حضرت میر محمد صالح ماهیدشتی
از میان کردان علما وعرفایی بزرگ برخاسته وجهان علم وعرفان را با نور خود
منور نمودند.سید صالح به سال ۱۲۵۰ هجری در ماهیدشت از توابع کرمانشاه
به دنیا آمد . در عنفوان جوانی ترک اقوام نموده و یکی از حجرات مسجد را
اختیار وبه کسب علم و دانش پرداخت وبیشتر عمر گران بهایش را صرف اصول
مبدا ومعاد نمود .ولی سر پرشور او ماندن در یکجارا پسند نیامد وبنا را بر سیر
سلوک در وادی عشق گذاشت.شهرت سید بیشتر به سبب درویشی او ست.
سید در آغاز جوانی سفری به شیراز می کند ودر آنجا با بزرگان وشیوخ معرفت
آشنا میشود .از جمله ایشان منور علیشاه می باشد که سید ارادت خاصی
به ایشان پیدا می کند.وهمانجا در محضر آن جناب سیر وسلوک درویشی را
طی کرده وچندین بار نیز به کاشان خدمت عبدالعلی شاه رفته و در نهایت اجازه
حضور در محضر ایشان را می یابد.
چون که من مجنون کوی نجد کاشیم له دولت عشق دیوانه باشیم
عاشق عارف روزگارانم باطن باطن باطن دارانم
سید بعد از اجازه یافتن در محضر بزرگان معرفت با لقب حیران علیشاه به شهر
خود باز می گردد وبه ارشاد عاشقان طریقت می پردازد.از جمله مریدان حضرت
دوست ابوالقاسم لاهوتی انقلابی معروف کرمانشاهی ودیگر میرزا حسین خان
فرهنگ زنگنه ملقب به نظام الدین متخلص به نظامی وهمچنین ناصری
کرمانشاهانی وشاهزاده امیر محترم دولت شاهی ونواب احمد میرزا صارم
امیر تومان میرزا ابوالقاسم خان مستوفی "سهیلی خوشنویس" و............
می باشند.مریدانش در مسیر معروف دروازه اصفهان بر مزار آقا محمد تقی کرمانی
ملقب به مظفرعلیشاه برای آقا سید صالح خانقاه با شکوهی ساختند ودر زمان
حیات سید ایام سوگواری سالار شهیدان واعیاد مذهبی در این خانقاه برگزار میشد
سید در زمان حیات پربارشان اشعار بسیار نغزی سروده اند که به اهتمام جناب آقای
محمد علی سلطانی گرد اوری وبه نام کنز العرفان وبا خط زیبای خانم فریبا مقصودی
چاپ و در اختیار عموم قرار دادند.ودر سیزدهم جمادی الثانی ۱۳۲۳ هجری قمری برابر
با۱۲۸۴شمسی به رحمت ایزدی پیوست وبنا به وصیت ایشان در جوار آرامگاه میرزا
محمد تقی مظفر علیشاه "مولوی ثانی"مدفون گردید. مزارش محل اهل دل است .
روانش شاد...دفنم کن له پای خمخانه شراب // تا له محشر مست بیدار بوم له خواب
واینک اشعاری از حضرت سید صالح ماهیدشتی:
شای درویشانم من عبد عبید شای درویشانم
بیزار له گروه زهد فروشانم عبد زرخرید ژنده پو شانم
قول قلندر دایم ذکر من سری له اسرار پنهان فکرمن
زمین تخته پوس تخت عاجمن ترک تاج و تخت ترک تاجمن
سلسله کشکول فقر له مشتمن تار محبت له رشته پشتمن
سنگ قناعت مایه دستمن نفس اسیر جوع بسته شستمن
گلبانگ اذان شاخ نفیرمن منتشام نماز قبله م پیرمن
دست وپای طلب اسب وزینمن زبان پیرم تبر زینمن
خرقه م حجابن ژدیدار دوس وینه ی قلندر برلوام له پوس
شریعت چراغ طریقت رامن حقیقت مقصود ، ختم کلامن
سید صالح بنده عبد علی شاهن // شاهان بنده ی او،او بنده ی شاهن
محرم درگاه ا و لیای حقن امین اسرار حق مطلقن
یادش گرامی باد.