سلام خدمت دوستان عزیز
با عرض پوزش خدمت عزیزان وهمراهان همیشگی به دلیل مشکلات پیش آمده تا مدتی از درج مطالب در وبلاگ معذورم خواهشمند است به وب سرزده و این حقیر را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.
دوستتان دارم سیما کلهر

سلام خدمت دوستان عزیز
با عرض پوزش خدمت عزیزان وهمراهان همیشگی به دلیل مشکلات پیش آمده تا مدتی از درج مطالب در وبلاگ معذورم خواهشمند است به وب سرزده و این حقیر را از نظرات خود بی نصیب نگذارید.
دوستتان دارم سیما کلهر

روز پدر و تاریخ روز پدر
15 خرداد ( سیزدهم رجب ) ولادت حضرت علی علیه السلام و روز پدر بر تمامی پدران عزیز مبارک باد.
پدر این اسوه رنج وزحمت ،الگوی نیک فرزندان ،چرخ اقتصاد خانواده ،حامی و پشتیبان مادر و بچه ها ستون محکم و امید فرزندان ،آغوشش آرام کننده ی دلهای دردمند پنجه هایش بر شانه های زندگی استوار ،قدمهایش همچون صدای ترنم جویباران در زندگی جاری و مستدام .مبارک باد این روز و همه روز بر پدران رنج کشیده ، وبوسه بر دستان پینه بسته پدرانی که شباهنگام با تنی خسته و رنجور و قلبی دردمند و پر از آرزوهای دست نیافتنی برای زن و فرزندان به خانه برمی گردند و درود بر روح وروان پدرانی که عاشقانه جان باختند تا فرزندان این سرزمین درآسایش زندگی کنند !درود برهمه مردان دلیر سرزمینمان ایران.
خسرو شاهانی ؛ از بزرگترین نویسندگان طنز ِ انتقادی ایران
دوش دیدم من به خواب ِ نیمه شب ، بسیار دزد
پشت ِ درب ِ خانه دزد و بر سر ِ دیوار ، دزد
هر طرف کردم نگه ، دیدم سبیل اندر سبیل
در اتاق و هال ، دزد و گوشه ی ِ تالار ، دزد
دور ِ حوض ِ خانه ، دزد و داخل گلخانه ، دزد
توی مطبخ ، پر زِ دزد و داخل ِ انبار ، دزد
نصف ِ شب آسیمه سر ، از خانه بیرون آمدم
توی کوچه ، دزد دیدم تا سر ِ بازار ، دزد
جانب ِ صحرا دویدم ، هر کجا کردم نظر
پشت ِ تپه دزد دیدم ، بر سر کُهسار ، دزد
گله ای از میش و بز دیدم به صحرا می چرید
سبزه ، دزد و گله دزد و شیشک و پروار ، دزد
موقع پِشکل فکندن میش و خوردن ، بره دزد
اُشتر گردن شکسته موقع نُشخوار ، دزد
سر درون ِ باغ کردم ، جملگی یاران بدیدم
گرد هم گرد آمده ، از مست و از هُشیار ، دزد
نوبهاران بود و باغی دلگشا ، اما چه سود ؟
باغ دزد و زاغ دزد و مرغ ِ در گفتار ، دزد
جانب ِ میخانه رفتم ، پیر را دیدم به خواب
ساقی و میخانه ، دزد و پیر ، در کردار ، دزد
رفتم از بهر مداوا ، جانبِ دارالشفا
تخت ، دزد و رخت دزد و دکتر و بیمار ، دزد
بر در ِ دکان نجاری گذشتم از قضا
چوب ، دزد و تخته دزد و اره دزد و الوار ، دزد
داخل بازار گشتم ، دیدم از خرد و کلان
تاجر و دلال ، دزد و مُفلس و بیکار ، دزد
خواستم گیرم زِ عطاری ، کمی فلفل نمک
سنگ ، دزد و کفه دزد و طبله یِ عطار ، دزد
خرقه پوشی یا علی می گفت با صوت جَلی
صوت ، دزد و جُبه دزد و خرقه و دستار ، دزد
روزه دار مومنی دیدم به افطاری نشست
جُرعه دزد و لقمه دزد و سفره یِ افطار ، دزد
عاشقی با عشق پاک آسمانی می رود
عاشق و معشوق ، دزد و دلبر و دلدار ، دزد
با لباس خاص دیدم عده ای قانونگذار
قاف ، دزد و نون دزد و چوب ِ قانون دار ، دزد
گربه ای در خانه دارم همچو شیر از بهر موش
گربه یِ بی پیر ، دزد و موش ِ لاکردار ، دزد
الغرض در خواب دیدم ، دزدبازاری عجیب
هر چه دیدم مرگ تو از خواب و از بیدار ، دزد
پاک دزد و شسته دزد و شسته و ناشسته ، دزد
شحنه و داروغه ، دزد و سارق و اشرار ، دزد
هر چه گویم ، راست گویم سر به سر حتی رفیق
"خسرو" شیرین سخن در گفتن اشعار دزد
شعری که خواندید ، "دزدبازار" یا "رویای صادقانه" نام دارد و سروده ی ِ زنده یاد خسرو شاهانی است در زمستان 1335 شمسی ، که نخستین بار در روزنامه ی ِ خراسان به چاپ رسیده است .
زنده یاد خسرو شاهانی ، یکی از بزرگترین نویسندگان طنز ِ انتقادی تاریخ مطبوعات ایران است که نزدیک به پنجاه سال به طنز نویسی ، پرداخته است و با نوک تیز قلم ، به زشتی ها تاخته است تا شاید اندکی از زشتی ها را کم کند