چند حکایت از سعدی

 سخن در ميان دو دشمن چنان گوي كه اگر دوست گردند شرم زده نباشي.
 ميان دو كس جنگ چون آتش است
 سخن چين بد بخت هيزم كش است
 كنند اين و آن خوش دگر باره دل
 وي اندر ميان كوربخت و خجل
 ميان دو تن آتش افروختن
 نه عقل است و خود در ميان سوختن


 بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.

 پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.

 گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت

 در نهان داشتن چیست؟ 

 گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.

 مگوی انده خویش با مردمان
 که لاحول گویند شادی کنان


           اول اردیبهشت بزرگداشت پیر فرزانه سعدی شیراز گرامی باد

 

                  اردیبهشتی كه با بزرگداشت سعدی آغاز می‌شود

سعدی در شیراز متولد شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. هنوز طفل بود که پدرش در گذشت. در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب می‌رفت و مقدمات علوم را می‌آموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش و دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. 

اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمدخوارزمشاه و بخصوص حمله سلطان غیاث الدین، برادر جلال الدین خوارزمشاه به شیراز سعدی راکه هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک نماید.

او از شیراز به مدرسه نظامیه بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان غزالی را «امام مرشد» می‌نامد). غیر از نظامیه، سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب‌الدین سهروردی نیز حضور یافت و در عرفان از او تأثیر گرفت. 
سعدی در حدود 655 قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف مجاور شد. حاکم فارس در این زمان اتابک ابوبکر بن سعد زنگی بود که برای جلوگیری از هجوم مغولان به فارس به آنان خراج می‌داد و یک سال بعد به فتح بغداد به دست مغولان به آنان کمک کرد. 

در دوران ابوبکربن سعدبن زنگی شیراز پناهگاه دانشمندانی شده بود که از دم تیغ تاتار جان سالم بدر برده‌بودند. در دوران وی سعدی مقامی ارجمند در دربار به دست آورده بود. در آن زمان ولیعهد مظفرالدین ابوبکر به نام سعد بن ابوبکر که تخلص سعدی هم از نام او است به سعدی ارادت بسیار داشت. 
شعر زیر از معروف‌ترین سروده‌های سعدی است که بر سردر سازمان ملل متحد نقش بسته است:
«بنى آدم اعضاء یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوى بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار».

هديه

 فروغ فرخزاد

من از نهايت شب حرف ميزنم

من از نهايت تاريکي

و از نهايت شب حرف ميزنم

 اگر به خانه ی من آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور

و يک دريچه که از آن

به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

 واینک برگردان کردی کلهری شعر زیبای فروغ امید است دوستان بپذیرند.

 چةو رووشنی

 م لةزنان شةو ئو شم

 م لةنقوری دةروةنةيل تيةريکي

 وةلةزنان شةو ئوشم

 ئةگةر روژي ريدکة فتةو ماَلم ئةي دوس

 وةل خوة دا چراخي بار

 وة دةروةچي ک لةتي

 وة شلخي کوچةيل خوةشي بنوورم

 



مرگ قو

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
                                 فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ ،تنها، نشیند به موجی
                                 رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
                                که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا
                               کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد
شب مرگ، از بیم ، آنجا شتابد
                               که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم ، که باور نکردم
                               ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
                               شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی! آغوش وا کن
                                که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
      مهدی حمیدی
                                               

از کسانی که از من متنفرند ممنونم،آنان مرا قویتر می کنند...

از کسانی که من را دوست دارند ممنونم،آنان قلب مرابزرگتر می کنند...

از کسانی که مراترک می کنند ممنونم،آنان به من یادآوری می کنند که

همه چیز تا ابد ماندنی نیست...

از کسانی که با من می مانند ممنونم،آنان مفهوم دوست داشتن

واقعی را به من می آموزند. (کورش کبیر)

زندگی شما وقتی زیبا و شیرین خواهد شد

که پندارتان، کردارتان و گفتارتان نیک باشد.زرتشت

 

بزرگداشت شیخ عطار نیشابوری بر عارفان وسالکان این بزرگمرد گرامی باد

شیخ فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری ، از بزرگترین عارفان قرن ششم و اوایل قرن هفتم است و همچون اکثر بزرگان عارف ، زندگی او در هاله ای از افسانه پوشیده و پیچیده شده است .
درباره تاریخ تولد او نظریات گوناگونی ارائه شده است ولی از بین همه تاریخهای ذکر شده سال 539 صحیح تر به نظر می رسد و تاریخ شهادتش به دست مغولان و در زمان قتل عام شهر نیشابور، سال 618 می باشد .
از کودکی باز به سخنان عارفان دلبستگی زیاد داشته و به همره پدر خویش به مجلس صوفیان آمدوشد  می کرده و با شنیدن سخنانایشان ، آبی بر آتش دل دردمند خویش می زده است . شغل او عطاری بوده است که در گذشته ، عطاران خود طبیب بوده اند و عطاران عارف ، طبیب روحانی و جسمانی خلق ، تخلص عطار ازهمین بابت است و چون در قریه کوکن نیشابور متولد شده است او را عطار نیشابوری می نامند و چون به کنه اسرار الهی واقف بوده به پیراسرار شهرت یافته است .
زبان عطار نیشابوری ، علاوه بر علم عرفان – چه عرفان نظری و چه عرفان عملی – به علوم ادبی بالاخص و به علوم پزشکی و نجوم ، به طور اعم ، دلبستگی داشته است ، به همین جهت اصطلاحات و لغات این علوم در شعرش به فراوانی دیده می شود ، علاوه بر آنها به علوم اسلامی آشنایی کامل داشته است و خصوصا علم شریعت را کاملترین و واجب ترین علوم برای فراگیری می داند و او معتقد است :
شعر و عرض و شرع از هم خاستند
تا دوم عالم زین سه حرف آراستند
نورگیرد چون زمین از آسمان
زین سه حرف یک صفت ، هر دو جهان
چون بهشت و آسمان و آفتاب
چون عناصر باد و آتش ، خاک و آب
نسبتی دارند با این شاعران
پس جهان شاعر بود چون دیگران

قبر عطار نیشابوری ، در نیشابور در زیارتگاه اهل دل است .
زیباترین و برجسته ترین آثار عطار نیشابوری ، کتاب رمزی وسمبولیک (منطق الطیر) یا مقامات
طیور است که نام عطار را بلندآوازه کرده است و الحق کاملترین کتاب رمزی در سیر و سلوک عارفان است

ادامه نوشته

نه وروز گول خیزیا له سه ر نساران


وه ت مزیانی جور جار جاران

 
داره یل چویزه دا له سه ر سراوان


گوله یل ده م واکه ن له چه مه ن زاران

     آغاز سال ۱۳۹۱ برتمامی هم  میهنان مبارک باد 

با سلامی چو بوی خوش آشنایی ورود به سال جدید را به تمامی هم میهنان خوبم و همچنین به دوستان عزیزم تبریک می گویم . بیاییم در شروع این سال نو کینه ها را بدور افکنده با دلی صاف ومملو از عشق به همدیگرآغاز کرده وجامعه مان  را با کمک دیگر هموطنان به سوی صلح ودوستی پیش برده وبه دیگر ملتها یاد آوری کنیم که ملتی با پیشینه هزاران ساله نمی تواند جنگ طلب و خشن باشد . بیاییم بهار دلکش رابا تمام زیباییهایش در آغوش کشیم چرا که بهار زود میگذرد اگر ما در خواب غفلت باشیم

بابا طاهر

بابا طاهر  در قرن پنجم و در همدان می زیسته است . بابا طاهر از شعرای نامی و عارف بزرگ ، ساده و بی پیرایه است . بابا طاهر دو بیتی هایش را به لهجه ای سروده که نشان دهنده زبان پهلوی است و بیگمان محبوبیت و شهرت باباطاهر مرهون توجهی است که به این زبان و کشور خود داشته است و در نهایت سادگی با آهنگ دلنشین ، روح ایرانی را تسلی بخشیده است . از بابا طاهر نیز سه دو بیتی بهاریه نقل می شود

عزیزان موسم جوش بهاره

چمن پر سبزه و صحرا لاله زاره

دمی فرصت غنیمت دان در این فصل

که دنیای دنی بی اعتباره

 

بمو واجی چرا ته بی قراری

چو گل پرورده باد بهاری

چرا گردی بکوه و دشت و صحرا

بجان او ندارم اختیاری

 

گلان فصل بهاران هفته بی

زمان وصل یاران هفته بی

غنیمت دان وصال لاله رویان

که گل در لاله زاران هفته بی