عرفان
لةجي مانگ وهسارةگان ت بخةن
لةجي ته مام د ا و له یل م گیرم
لةجي ده م ئه ناره گا ن ت بخه ن
" سعید عبادتیان"
به جای گلهای بهاری تو بخند
به جای ماه و ستارگان تو بخند
به جای تمام آدمکهامن میگریم
به جای گل خنده انارها تو بخند
عشق به راستی ودرستی تا آنجا پیش می رود که شاعر شیرین سخن کردزبان بخاطر زندگی پراز نشاط انسانهاو آسایش انان برای خود غم واندوه را می طلبد وبرای رهایی ابدی انسانها از رنج وشادمانی آنان حاضرست به جای تمامی آدمکها بگرید تا خلقی را شاد کند .
مصداق شعر بالا کلام زیبای شیخ بی بدیل،عارف فرزانه، رهرو راه عشق شیخ ابوالحسن خرقانی میفرماید:
کاشکی بدل همهء خلق من بمردمی،تاخلق را مرگ نبایستی دید.
کاشکی حساب همهء خلق بامن بکردی،تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید.
کاشکی عقوبت همهء خلق مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید.
عشق حرکت است،امید است، ارمان است، تجدید حیات دلهای پژمرده است که در این مورد عارف وارسته عطار می فرماید:
عقل کجا پی برد شیوهءسودای عشق
باز نیابی به عقل سر معمای عشق