بنام يزدان پاك
اسكندر گجستك بعدازويران كردن يكي ازشهرهايي كه گرفته بود
دستوردادبه سربازاش كه تمام ساكنانش راهم ازدم تيغ بگذرانند
اسكندر هنگام عبورازقبرستان اين شهر نگاهش به نوشته روي
سنگ قبرها افتاد كه روي هركدام چنين نوشته كه فلان شخص
4ثانيه ويا3دقيقه عمر كرده اسكندرباتعجب ازاين نوشته ها
دستوردادكسي رابياورند تا برايش اين موضوع راشرح دهد
خلاصه هرطور شديكي راازاهل آن شهرپيداكردندوپيش
اسكندرآوردند واسكندر ازاوپرسيد كه اين جملات چه معني دارد
مگر شده كسي 3ثانيه عمر كند آن شخص جواب دادنه من پدرم
86سال ومادرم 78سال عمركردند اسكندرباتعجب پرسيد پس
اين چيه روي سنگ قبر فردگفت اين شخص عمر مفيدش
چندلحظه بوداسكندرگفت خوب حال اگر من بميرم روي سنگ
قبرمن چي مي نويسند آن فردجواب داد مي نويسند لحظه اي كه
اسكندرازمادرزائيده شد مرد*بله دوستان گلم شايد خيلي ها ده ها
سال عمر كنند ولي عمر واقعي آن است كه چقدر درست زندگي
كرديم پس مثل اسكندرگجستك نباشيم سعي كنم مثل كورش بزرگ
باشيم درست كردارودرست گفتارباشيم*برگرفته از وبلاگ هزاره های فراموش شده